دلیل بده ؟!8
3 دی · · عصبی بلند شد و از اتاق رفت بیرون پوزخندی زدم یعنی نمیخواست باور کنه ؟
مهم نبود میخواست بارو کنه داره چیز مهمی رو از دست میده
چند دقیقه دیگه یه نفر دیگه داخل اتاق شد با دیدن هیکلش دهنم کم مونده بود باز بشه که اخم کردم
سرمو بالا اوردم قدش زیادی بلند بود صورتش کم جذاب نبود
هوفی کشیدم باز اینا نقطه ضعفم رو میدونستن این ادما رو میاوردن ها
نشست جلوم نیشخند کمرنگی رو لبش بود ولی راحت مهارش کرد متعجب نگاهش کردم اشنا میزد
_خب خانوم ...
پوزخندی زدم وگفتم
_حتی پلیس هم اسممو نمیدونه
اروم طوری که خودم بشنوم گفت
+سایه
همونطوری که نگاهم رو به زمین بود خشکم زد اروم سرمو بالا اوردم که اون پوزخندی که داشت میزد رو کنترل کرد و اروم گفت
+اگه میخوای از اینجا بری بیرون بهتره بگی محموله رو کدوم گوری بردین
اب دهنمو قورت دادم این حتما همونیه که رییس ارتاس
یعنی
میتونم بگم رییس بزرگترین باند مافیا که تقریبا در برابر ما مساوی بود
یهو زدم زیر خنده و گفتم
_اونوقت چطور به این نتیجه رسیدی جاش رو بهت میگم ؟؟
با انگشتاش رو میز ضرب گرفت
+شاید با از بین بردن سارا خواهر عزیزت
دستم مشت شد
_من دیگه تو اون باند نیستم
شونه بالا انداخت
+به هر حال جاش رو میدونی عزیزم
اخم کردم
_خفه شو
شونه بالا انداخت و گفت
+ زیاد وقت نداریم یالا انتخاب کن یا با من میای و میریم جای محموله رو نشونم میدی یا سارا خواهر عزیزت رو میکشی تا یه عضو سابق باند خوب بمونی؟
میدونست اگه خودمو تهدید کنه هیچ جوره لو نمیدم جای محموله رو ولی از سارا استفاده کرد
_خیل خب باشه
خوبه ای گفت و بلند
+سریع باش بلند شو باید بریم
هوفی کشیدم و دستامو تو جیب هودیم بردم و بلند شدم که سریع از اونجا زدیم بیرون با دیدن اینکه نگهبانا بیهوش رو زمین افتادن
شونه بالا انداختم میتونست همچین کاری کنه چیزی نبود که از پسش بر نیاد