********

_داداش تروخدا دعواش نکن

نیشخندی زدم به گوشه کمد تکیه دادم دختره مارموز هفت خط 

+یعنی چی سلین ؟چطوری تورو زده اخه؟اون اصن دست رو تو بلند نمیکنه 

ارتان بود از صبح تو اتاق کار ارتان داشتیم این و اونو هک میکردیم به جایی برسیم هرچند گاهی هم دعوا میکردیم 

یدیقه رفتم سرویس و خانم پیداش شد و با گونه زخمی و چشمای قرمز که اره من زدمش عجب !اگه یدونه دیگه ارتان نزنه تو گوشش

رفتم جلو که با دیدن من رنگش پرید و از فرصت استفاده کرد پشت ارتان قایم شد که اره من مظلوم اخه اگه من نفهم درد تو چیه که باید

برم بمیرم سلین 

_چیشده 

سلین کفری با اشک ساختگی گفت 

_چیشده؟منو میزنی بعد میپرسی چیشده ؟

ابرو بالا انداختم و مرموز گفتم

_بگو بدونم کی زدمت که منم یادم بیاد

ارتان ساکت به حرفامون گوش میداد

+همین نیم ساعت پیش دختر چش سفید....

لبامو خیس کردم و سرمو تکون دادم رو به ارتان گفتم 

_امم نیم ساعت پیش من با تو تو این اتاق پرونده حل نمیکردم؟شاید من توهم زدم نه؟

چشمای سلین گرد شد به تپه پته افتاد 

_نیم ساعت پیش ن....

قبل اینکه بیشتر خودشو  لو بده گفتم

+من از صبح تو این اتاق با بردار عزیزت  کار میکردیم بنظر نمیاد من حتی ثانیه ای از این اتاق بیرون رفته باشم

سلین ترسیده به ارتان نگاه کرد که ارتان با اخمای درهم رفت بیرون

سلین با خشم نگاهم کرد 

_حسابتو میرسم دختره دریده 

قبل اینکه بره یقشو جوری گرفتم و کشیدم که صورتش کبود شد

+ببین منو سلین با اعصاب من بازی نکن که بد میبینی برو برا  دخترایی که ساده ان نمیفهمن چطوری از خودشون دفاع کنن پاپوش درست کن 

نفسی گرفتم و با پوزخندی ادامه دادم

+من کسی نیستم که بتونی باهاش در بیوفتی سلین یکی هم قد و اندازه خودت پیدا کن 

بعد یقه اش رو محکم ول کردم که افتاد رو زمین و به سرفه افتاد سرد نگاهش کردم و از اتاق بیرون رفتم 

 خون زار ها .....هیچوقت نتونستم باهاشون کنار بیام 

همین که از عمارت زدم بیرون جی کلاس سفیدی جلو پام ترمز زد سرمو بالا گرفتم نفیسه بود همون دختری که زیر دست اتاکان عه

_بپر بالا پری زاد

اخمام تو هم رفت در و باز کردم و نشستم که ماشین از جا کنده شد

+گواهینامه داری دیگه ؟

_نه!

کوبیدم رو پیشونیم عی بترکی نفیسه

- الان پلیس با این ماشین نگهمون داره چیکار میخوای بکنی ها ؟