خودکارو محکم تو دستم فشار دادم 

+هی چیه چرا چیزی نمیگی 

چشمام از شدت عصبانیت میسوخت سرم رو بالا اوردم ونگاهش کردم 

_میخوای بمیری؟

اخم کرد  و یقه امو گرفت 

+چه گوهی خوردی؟

سارا اب دهنشوقورت داد و از ترس لکنت گرفته بود رو به من گفت:

+اروم باش سایه 

یهو از روی صندلیم بلند شدم و دست دختره رو از یقه ام برداشتم 

_کی تورو نوش جون کرد احمق؟

عصبی خواست بزنتم که مشتش رو روی هوا گرفتم و دستشو پیچوندم که اخ اخ کردنش شروع شد 

_همینجا میگم این قرارداد کنسله 

و دختره رو به عقب هل دادم و لباسم رو مرتب کردم و با  خونسردی دستمو تو جیب کتم گذاشتم 

_از این به بعد هیچ قرار دادی با باند شما بسته نمیشه و..

پوزخندی زدم و چرخیدم سمت رییس باند یا بهتر بگم شریک سابق ارتا  رو روی میز خم میشم 

_و مطمعن میشم کس دیگه ای هم اینکارو نکنه!..

ارتا اخم کرد و گفت 

+خودت بهتر میدونی اینکار به ضرر خودته

یهو مشتی تو صورتش خوابوندم

_که چی؟

صورتش به سمت راست بود بخاطر ضرب دستم تو همون حالت نیشخندی زد و دستشو رو لبش کشید 

+آی آی ببینم تو هنوز نمیتونی خشمتو کنترل کنی نه؟