به نام عشق !1
3 آبان · · خواندن 1 دقیقه -این باعث دردت میشه !
قدمی دیگه جلو برداشتم ادامه دا د
_بازی با اتیش به ضررت تموم میشه
سرجام متوقف شدم لبخندش کش اومد ولی به روم نیاورد دوباره گفت اون کلمات شوم رو
_میتونی داخلش قدم بزاری(اتیش)
سرم رو پایین انداختم با صدایی که به زحمت از زمزمه بالا تر بود گفتم
+اول من قدم میزارم
سرم رو بالا اوردم و نزدیکش شدم
+میزاری راهنما باشم وقتی نمیتونی راه رو ببینی؟
+توی تاریکی ها نیمه های شب
+توی سکوت وقتی کسی نیست
+تو ناامیدی مطلقم و هنوز دارم این حرفا رو بهت میزنم تو نمیفهمی ولی
سرم را کج کردم با لحنی تیره گفتم
+همه چی با عشق تو شروع شده