در تعقیب 10
28 مهر · · خواندن 1 دقیقه - و ملکه و جانشین رو
رز با فهمیدن منظور سزار خواست عقب تر برود تا راه فراری داشته باشد اما همینطور هم در حصار بین سزار و دیوار گیر افتاده بود
سزار دستش را دراز کرد که رز از ترس جمع شد سزار مکثی کرد و دستش را روی موهای رز کشید که ان ضربان قلبش دوباره برگشت که باعث شد دردی زیادی ان را در برگیرد و رنگ موهایش برای بار دیگری سیاه شدند همینطور سفیدی چشمانش اما هنوز مردمک چشمانش و عینبیه چشمانش قرمز بود
-جواب اشتباهه پرنسس
سزار به نوازش موهای رز ادامه داد رز سعی کرد او را پس بزند
_بهتره عقب برید ! وگرنه ..
+از قدرتت استفاده میکنی یا به نگهبان ها میگی؟
رز اخم کرد از درد در خود جمع شده بود سزار با پوزخندی گفت
_متاسفم ولی همین الانشم تحت کنترل من هستی !
سزار روحی که رز ان را گرو گرفته بود را از بین برد و لبخندی زد
_کار من اینجا تمومه!
برگشت سمت رز و خم شد و گفت
_راجب کشتنت!!!بهش فکر میکنم اگه خون اشام بتونی بمونی تا اخر ماه
سزار عقب رفت و رز به حالت قبلی خودش برگشت ولی موهای قرمز پر رنگ تر شده بود