داستان no deans صفحه 1
14 مهر · · خواندن 2 دقیقه
اکتوبر 1390 . روز 13 هم جمعه ..!
صبح جمعه ساعت 7:20
با تاخیر زیادی به اوتوبوس خود را رساند لیلی با احساس معذب بودن خودش را جمع کرد و از بین جمعیت فاصله گرفت هر دقیقه چند برا به ساعت خود نگاه میکرد و از اضطراب پایش را روی کف اتوبوس ضرب گرفته بود همینکه اتوبوس متوقف شد لیلی با عجله زیادی کرایه را پرداخت
و موقع پیاده شدن یکی از برگه های طرحی هایش افتاد لیلی متوجه نشد و به راهش ادامه داد باران زمین را خیس و هوا را مرطوب و خنک تر کرده بود
لیلی تا میتوانست سرعتش را بیشتر کرد و بیشتر شبیه دویدن بود تا راه رفتن بین ان جمعیت زیاد که به او چشم دوخته بودند معذب بود و نمیتوانست بدود
با این حال خود را به کارگاه نجاری رساند و در را پشت سرش بست قطره های اب از روی بارانی اش رو زمین چکه میکرد
هانا سراسیمه خود را به لیلی رساند در حالی که نفس نفس میزد و موهای فر اش را گوجه بالا ی سرش بسته بود
و لباس های نجاری قهوه ای اش را پوشیده بود روی زانو هایش خم شد و بعد چند ثانیه که نفس هایش منظم شد صاف ایستاد و رو به لیلی گفت
_ هی دختر کجایی تو میدونی چقدر منتظرت ایستاده ایم؟
لیلی با خنده مصنوعی میگوید :
+متاسفم خواب مونده بودم ..! ببینم هنوز کار رو شروع نکردین؟
هانا سر تکان میدهد و سعی میکند برگه های طراحی را از دست لیلی بگیرد
_نه منتظر تو بودیم زودتر لباست رو عوض کن و بیا باید تا عصر تمام کار ها رو تحویل بدیم
با این حرف لیلی را به حال خود گذشت سریع به سمت بچه های کارگاه رفت لیلی با کمی مکث بارانی اش را با یک دست لباس کار قهوه ی عوض کرد و به جمع
هانا و بچه های کارگاه پیوست یکی از بچه ها (سوزان ) گفت:
_فکر کنم یکی از طراحی ها کمه اینجارو ببین ..؟!
او با هانا بود ولی لیلی از او زودتر خودش را به برگه ها رساند و انها را شمرد و با چهره ای که شرمزده بود سمت هانا برگشت
_متاسفم..ولی فکر کنم حق با سوزان است فقط 29 تا طراحی هست یکیشون نیست
هانا دستش را به ارامی روی شانه لیلی گذاشت تا حس بدش را از بین ببرد
_نگران نباش یکی دیگه میکشیم حالا بیاین این 29 تا رو درست کنیم
لیلی به این حمایت گرم هانا لبخندی زد و به سرعت مشغول کار شدند در کل پنج نفر بودند هرکسی روزی 6 طرح برای نجاری به عهده میگرفت
لیلی مسئول کشیدن این طرح ها بود او سعی میکرد کارش را به نحوه احسنت انجام دهد ولی عجول بودنش و اظطرابش مانع این کار میشد