یهو دری باز شد و با دیدن هم دانشگاهیم معراج اخمی کردم که دم گوشم گفت
-از مزاحم خوشت نمیاد مگه ن
سیلی نسبتا محکمی بهش زدم که صورتش یه ور ی شد از جام پا شدم که کمرشو صاف کرد و پزخندی زد و دستی به لبش کشید
-بازم بزن
روانی بود نه ؟خونش حلال بود اگه میکشتمش مگه نه
هوفی کشیدم سردرگم دنبال راه فرار میگشتم معراج اومد سمتمون رو به همون مرد گفت
-گفتی تیمارستانیسش کن کردم چیزی که میخوامو بده
با بهت به معراج نگاه کردم بلند زدم زیر خنده خم شده بودم مثل روانیا میخندیدم معراج ماتش برد ولی اون مرد با نیشخند کوچیکی نظار گر من بود
ابرو بالا دادم اشکام که بخاطر خنده بود رو پاک کردم صاف وایسادم
-اوه معراج خونت حلاله
اون مرد اینو بهش گفت که گفتم
-اسلحه
پوزخندی زد و یهو سمتم پرت کرد اسلحه رو تو هوا گرفت و بلافاصله به شکم معراج شلیک کردم
از عمد نکشتمش
رفتم نزدیکش که دستشو گذاشت رو شکمش بهت زده نگاهم کرد
رو به اون مرد گفتم
- زنده بمونه!
سری تکون داد سمتش چرخیدم
- اسمت ؟
نیشخندی زد و گفت
-کریل !
ابرو بالا انداختم اسمش روسی بود
من چمه بجای فرار دارم اسم یارو رو میپرسم
هوفی کشیدم چشمم به دری که معراج ازش اومد بود خورد به بیرون میخورد با چشمای براق به کریل نگاه کردم که دو به شک نزدیکم شد قبل اینکه بگیرتم فرار کردم سمت در
دنبالم میدویید هیستریک صدام میزد منم مثل دیونه ها میخندیدم و فرار میکردم از در زدم بیرون ماشین با سرعت رد میشدن با سرعت از لاشون رد شدم
صدای کریل از پشتم میومد اهمیت ندادم روانیه منم داره بدتر روانی میکنه
یهو پریدم رو یه ماشین که توی ترافیک وایساده بود دست به جیب وایسادم و برگشتم تا بهم برسه
با تعجب نگاهم کرد که نیشخندی زد اگه روانیه من بدترم
یه دستم تو جیبم بود با اون یکی اسلحه رو گرفتم سمتش سرمو کج کردم
-عزیزم تو که نمیخوای بمیری؟
حرصی نگاهم کرد که نیشخند کوتاهی زدم یکی یکی پریدم رو ماشین های دیگه بهش اهمیت ندادم میدونست میتونم بکشمش
همین طوری فراری بودم
پریدم پایین تفنگو انداختم زیر یه ماشین دست تو جیب خیابونو قدم میزدم میدونستم بیخیال نمیشه دنبالم اومده پیچیدم تو یه کوچهدست به سینه منتظر موندم
با وارد شدنش به کوچه خندیدم و یه تای ابرومو خاروندم
که مات سرجاش وایساد
-دنبال منی؟
پوزخندی زد و نزدیکم شد با کار یهوییش