معشوقه شیطان 3
27 آذر · · بی توجه به اون سه نفر بلند شدم و سمت اتاقم رفتم تا وسایل سفرمون رو اماده کنم
اوه داشت یادم میرفت شما رو
باید بگم که این سفر یجورایی اصلی ترین دلیلش برای من بود برای اینکه فرشته ی نگهبان اصلی رو پیدا کنم و برش گردونم تا بیشتر از این شیطان نفوذ نکرده باید
جلوش رو بگیریم و اون تنها کسیه که میتونه این کارو کنه
اون فرشته
کسی بود که هیچکس صورتش رو ندیده بود فقط میدونستیم روی شونه اش اون نشونه خاص رو داره
تمام فرشته هایی که مامور شده بودن برای پیدا کردن اون فرشته توسط شیطان فریب خوردن و و..
و
حالا
سراغ
من هم اومده
بود
و نباید میزاشتم نزدیکم بشه و هرچه زودتر اون فرشته رو باید پیدا میکردم
و اون سه نفر رو هیپنوتیزم کرده بودم که برای سفر قراره بریم چند جا رو بگردیم
شاید بپرسین اون ها که برادر من هستن پس چرا مثل من فرشته نیستن
اون ها کاملا از قدرتشون اگاه نبودن چون دورگه بودن
و این کاملا برعکس قانون فرشته ها بود و اگه بانو متوجه دورگه بودن برادر هام میشد اون ها رو از بین میبرد
چون دورگه ها میتونستن به یکی از جن ها ی اتشین شیطان تبدیل بشن
به همین سادگی ولی من با تمام قدرت سعی میکردم اون هارو از این مسئله دور نگه دارم بانو که مادرمون بود از این اطلاع نداشت فقط پدرم که انسان فانی بود
و پارسال در گذشت و من اطلاع داشتیم به بانو توسط پدرم دروغ گفته شده بود و من مسئول بودم بعد پدرم این راز رو مخفی نگه دارم من قدرتم رو از مادرم گرفته بودم
اون تقریبا قدرت فرشته ها دستش بود
_زود باش دیگه فرشته وسایلت رو بیار
به خودم اومدم جعبه(وسیله های محافظی ) رو پشت ماشین گذاشتم و سوار ماشین شدیم
کل راه اون سه نفر میزدن میرقیدن و خوراکی میخوردن هر از گاهی باهاشون میخندیدم و اهنگ میخوندم
توی اولین پمپ بنزین پیاده شدم تا مخفیانه برم سمت سرویس بهداشتی هیشکی نبود پس تصمیم گرفتم راحت ارتباط بگیرم
_خب مقصد اولمون کجاس
همونطوری که اب رو باز گذاشته بودم اب رو هوا معلق شد و نقشه رو تشکیل دادم و یه نقطع رو نشونم داد خب مقصد اولمون پیدا شد همین که نقشه
رو از بین بردم با دیدن ...